تروریسم*- قسمت اول
لغت "تروريسم" در هر برهه زماني و هر مکانی داراي معاني متعدد و شاخص هاي متمايز است. اگرچه در طول سالها، محققان و مسئولان دولتي توانسته اند به تعاريفی عملياتي برسند كه آنها را قادرمی سازد داده هايي درباره ترويست، سازمان هاي تروريستي و فعاليت ها و شيوه هاي مورد استفاده آنها، گردآوري كنند. داده هاي گردآوري شده هم در تحقيقات آكادميك و هم براي آماده كردن دولت براي واكنش نشان دادن به تهديدها، مورد تحليل قرار گرفته است...
تشريح پيچيدگي اين پديده، ويژگي هاي آن، تاثيرات آن بر جامعه و روندهاي احتمالي آينده، حايز اهميت است. تروريسم به عنوان يك استراتژي يا روش، يك پديده قديمي اجتماعي است كه به قرن نوزدهم و حتي پيش از آن باز مي گردد. طبق نظر لاکوئر ( Laqueur، 1996 )، حکومتگران در قرن نوزدهم با چنان تروريسم گسترده اي مواجه شدند كه اين موضوع به يكي از دغدغه هاي اصلي سياستمداران، پليس، روزنامه نگاران و شعرايي مثل داستايوفسكي و هنري جيمز تبديل شد. برخي اوقات تروريسم به عنوان يك معضل كاملا معاصر تلقي مي شود به اين جهت كه تا پيش از اين به عنوان يك مشكل مهم براي سياست، تعريف نشده بود. به نظر مي رسد رسانه هاي خبري نقش مهمي در چنين برجسته سازي ای ايفا مي كنند (Crenshaw, 1992 p.5). مشخصات تروريسم در طول زمان تغيير كرده و خود را با تغيير شرايط در يك موقعيت خاص و در جوامع مختلف منطبق مي سازد. اگرچه تغييرات در ريشه ها و انگيزه هاي گروه ها و سازمان هاي تروريست مختلف است. به طور خلاصه، تغييراتي نيز در استراتژي هاي تروريستها، تاكتيك هاي عملياتي و انواع سلاح هاي مورد استفاده شان مشاهده مي شود. تروريسم آن چنان كه در ادبيات بررسي و تحليل شده، از دو زاويه بايد مورد توجه قرار گيرد: ديدگاه نخست تروريسم را تكنيك منازعات خشن سياسي مي داند و ديدگاه دوم بر جنبه هاي اخلاقي آن تاكيد دارد...
ريشه ها و انگيزه هاي تروريسم
دردهه هاي اخير خواست و انگيزه تروريست ها از ايدئولوژي ارايه شده توسط ملي گرايان، آنارشيست هاو تندروهاي چپ و راست، متمايز شده است. در نتيجه سازمان هاي تروريست توانسته اند هواداران بيشتري به دست آورده و مبارزات خود را براي مدت بيشتري ادامه دهند. بنابراين، در سالهاي اخير، سازمان هاي تروريستي مثل ارتش جمهوري ايرلند، تندروهاي كرد، ببرهاي تاميل، اتا، اخوان المسلمین و حماس[1] داراي هر دو جناح سياسي و تروريستي بوده و بر همين اساس، فعاليت هاي سياسي و تروريستي را حتي به طور همزمان انجام داده اند (Laquer 1996 p.25). سابقا تروريست ها مذهبي بوده يا تعصبات اعتقادي شديدي داشتند كه توجيه لازم براي تندروي در دستيابي به اهدافشان را فراهم مي كرد. "تروريسم سنتي مبتني بر ژستهاي قهرمانانه است، مثل آرزوي قرباني كردن جان خود به عنوان گواهي بر ايده آليسم" (Laqueur, 1996.p. 31)...
اوضاع كنوني نشان دهنده تنوع و تعدد تروريست ها و گروه هاي بالقوه تروريست با خواست هاي جديد و اشكال جديد خشونت است. انتظار مي رود كه در آينده اي نه چندان دور گروه هاي تروريستي پيچيده تري پيدا شوند كه تلاش خواهند كرد در آغاز هزاره دوم، به جريان تاريخ كمك كنند. تروريست ها حتي در گروه هاي كوچكتر با يا بدون حمايت سياسي تقسيم سازمان خواهند يافت. حتي مي توان انتظار پديدار شدن تروريست هاي "منفرد[2]" را داشت. اين موضوع در اصول اخلاقي و تمايل آنها به استفاده از تكنولوژي هاي پيشرفته نامتعارف و جنگ اطلاعاتي – سايبر – تروريسم[3] منعكس خواهد شد (Laqueur, 1996; Merari, 1993; Enders& Sandler, 1993; Crenshaw, 1992). در همين حال شناسايي تروريست ها و مقابله با اقدامات آنها هر روز براي پليس دشوارتر مي شود (Laqueure, 1996; Preventing Super-Terrorism, 1995).
تاكتيك ها و استراتژي هاي عملياتي
استراتژي سازمان هاي تروريستي در طول سال هاي طولاني تغيير نكرده است... ترور شخصيت هاي سياسي، بمب گذاري در اماكن شهري، آدم ربايي، گروگان گيري و هواپيماربايي، فعاليت هاي اصلي تروريست ها هستند. اگرچه تغيير در روند تاكتيك ها در سالهاي اخير به ويژه در واكنش به فعاليت هاي دولت ها براي ممانعت از تحقق حملات تروريست ها اتفاق افتاده است. يك مثال قابل توجه انفجار هواپيما به جاي ربودن آن است. دليل اصلي چنين تغييري، راهكارهايي بود كه خطوط هواپيمايي و دولت ها در نقاط مختلف جهان براي محافظت از هواپيما به كار گرفتند؛ راهكارهايي نظير فلزياب و ساير ابزارهاي امنيتي در تمام فرودگاه ها. امروزه، فعاليت هاي تروريستي بيشتر به سمت اهداف تصادفي تمايل يافته است تا اهداف مشخص و از پيش تعيين شده كه البته جايگزيني كشتار و حملات بي هدف به جاي ربودن شخصيت هاي عالي رتبه و حمله به سازمان هاي به شدت امنيتي در زمره همين تغييرات است. به تبع آن، پيام هاي تروريست ها نيز تغيير کرده و خواستهایی نظیر مذاكره براي "آزادسازي فوري" يا ساير درخواست هاي مشابه مثل اشغال محل سكونت سفير ژاپن در پرو، كاهش يافته است...
پيام هاي جديد كمتر واضح و مشخص و اغلب كلي اما داراي اهداف مشابه هستند؛ مثلا براندازي حكومت، تاثيرگذاري بر تصميم آن در يك پيام خاص و تضعيف پايه هاي جامعه. نوع خاصي از تروريسم كه پيشگيري از آن بسيار دشوار و هزينه بر است، تروريسمي است كه در آن تروريست ها به حملات انتحاري دست مي زنند. در اينجا باز هم تروريست ها به دليل تقويت راهكارهاي پيشگيرانه و امنيتي توسط دولت و در نتيجه محدود شدن انتخاب هايشان، به حملات انتحاري روي آورده اند. اين روش، روش جديدي نيست و به عنوان يك اقدام مشترك در زمان جنگ و صلح توسط محققان شناخته شده است...
تروريست ها، چریک ها و مبارزان آزادي
رسانه ها و دولت ها، به جز آنهايي كه هدف اقدامات تروريستي بوده اند، اغلب تمايلي براي استفاده از واژه تروريسم ندارند و ترجيح مي دهند از اصطلاحات عيني تري مثل چریک يا شبه نظامی و گاهي مبارزان آزادي[4] استفاده كنند. جنگ چريكي چيزي كاملا متفاوت با تروريسم است... اين واژه به معني "جنگ كوچك" است. چریک ها طبق استراتژي، و به عنوان جبران ضعف خود از نظر نيرو، تجهيزات و اسلحه، از درگيري مستقيم و گسترده خودداري مي كنند. اما جنگ را به شيوه مشابه با ارتش هاي معمولي انجام مي دهند (Merari, 1993)... هدف چریک، يك درگيري كوتاه مدت براي كسب آمادگي به منظور پيروزي نهايي در يك جنگ متعارف است (Laqueur, 1976). مهمترين عنصر در فعاليت هاي چريكي، تلاش براي بدست گرفتن كنترل يك منطقه ولو براي مدتي كوتاه درحد چند روز يا حتي فقط چند ساعت است. فعاليت هاي تروريستي به عنوان يك روش يا استراتژي هدفي نظير بدست گرفتن كنترل واقعي يا آزادسازي يك منطقه را دنبال نمي كند. در حقيقت، بيشتر اوقات گروه ها و افراد وقتي مي بينند كه جنگ هاي چريكي فراتر از توانايي شان است، به ترور روي آورده و در پي ايجاد رعب و وحشت به عنوان مهمترين دستاورد تروريسم مي روند...
واژه "تروريسم" و "مبارزان آزادي" نيز از سوي افراد و رسانه هاي مختلف براي تشريح اقدامات مشابه به كار برده شده است. مراری ( Merari 1993) براي توضيح اين دو واژه يك وجه تمايز ساده و مشخص را پيشنهاد كرد به اين معني كه آن ها را دو وجه متفاوت از رفتار انسان ناميد. "تروريسم" ويژگي هاي يك درگيري را مشخص مي كند درحاليكه واژه "مبارزان آزادي" دلايل و انگيزه را تبيين مي نمايد. "برخي گروه هاي شورشي هم تروريست وهم آزادي طلب (مبارزان آزادي) هستند، برخي يكي از آنها و برخي هيچكدام نيستند" (Merari, 1993, p.227 ). اين رويكردها بايد در مقايسه با رويكرد رسانه ها نسبت به يك موضوع مشترك ارزيابي و بررسي شود.