اخلاق حرفه ای و آکادمیک
دهمین نشست انجمن ایرانی اخلاق در علوم و فناوری با عنوان
"اخلاق دانشگاهی" به سخنرانی دکتر علی پایا، دانشیار دانشگاه وست مینستر
انگلستان در مرکز پژوهشی توسعه مدیریت تیر ماه سال گذشته برگزار شد.در اینجا خلاصه
ای از مباحث مطرح در آن نشست ر ا میخوانید:
(قسمت اول)
اخلاق دانشگاهي زير مجموعه بحثي فراختر تحت عنوان اخلاق
حرفهاي قرار مي گيرد.
براي پرداختن به ابعاد موضوع اخلاق دانشگاهي بايستي موارد
زير را در نظر داشت.
· اخلاق حرفهاي
· جايگاه اخلاق حرفهاي
· فلسفه اخلاق
در زمينه اخلاق دانشگاهي بايد دو تفكيك را مد نظر داشت؛ فرد
دانشگاهي و دانشگاه (كنشگر و نهاد)از يك طرف و هويت هاي چند گانه فرد دانشگاهي،
ارتباط نهاد دانشگاه با جامعه ملي و با جامعه جهاني از طرف ديگر.
مدعاي اصلي اين است كه رويكرد اخلاقي رئاليستي و چارچوب
منطق- موقعيت، در قياس با بقيه نظريه هاي اخلاقي موجود، رويكرد كارآمدتري را در اختيار كنش گر اخلاقي
قرار مي دهد، تا بتواند با تعارضهاي اخلاقي تعامل بهينه داشته باشد و در موقعيت
هايي كه در آن قرار مي گيرد پاسخ ها، تصميمات و راه حل هاي مناسب پيدا كند.
اخلاق دانشگاهي:
چيستي
اخلاق دانشگاهي زيرمجموعه اي از اخلاق حرفه است. ذيل عنوان
اخلاق حرفهاي انواع مختلفي از اخلاق مشاهده مي گردد:
· اخلاق حرفهاي
· اخلاق علمي
· اخلاق تكنولوژيك
· اخلاق مهندسي
· اخلاق پزشكي
· اخلاق در تكنولوژيهاي در حال ظهور
· اخلاق در فعاليت هاي تجاري و بنگاهي و اداري
اين بحث ذيل مبحثي تحت عنوان فلسفه اخلاق مطرح است كه خود
زير مجموعه اي از فرا فلسفه اخلاق (Meta Ethics)
است. دراينجا ذكر چند مفهوم براي روشن تر شدن بحث ضروري به نظر مي رسد.
تعريف مفاهيم:
اخلاق جمع خلق به معني سرشت يا باطن و ظاهر خوب است. هم باطن
خوب و هم ظاهر خوب. مقصود از علم اخلاق Ethics، morality آن دسته از اصول، قواعد، آگاهي ها،
آموزه هايي هستند كه به رفتارهاي خوب و بد در تعاملات انساني راجع هستند.
واژه Ethics از
واژه يوناني ethos است كه در معناي آداب و رسوم و عرف
اجتماعي (custom) و
همچنين شخصيت(character) به
كار گرفته مي شود.
سيسرون واژه لاتيني moralis را
كه واژه انگليسي mors از اين واژه گرفته شده است را به
عرصه آورد. واژه انگليسي moral و معادل هاي آن morality كه به بد و خوب و درست و نادرست در
شخصيت انسان و رفتار ارجاع دارد از اين واژه گرفته شده است.
اين زوج ها هم در زبان انگليسي با هم به كار مي روند moral/Etical, morality / morals , Etics و
همچنين moral philosophy, ethics. بدين ترتيب Ethics يك
بار به عنوان اخلاق و علم اخلاق مطرح مي شود و يك بار به عنوان moral philosophy مطرح مي گردد.
در مواردي دو واژه Ethicsوmorality (moral/Etical) به
صورت متقابل به كارمي روند.
· مثلا هگلmorality (moralitat) را به سقراط، اخلاق مسيحي و كانت
نسبت مي دهد و مي گويد ناظر به فاعل خودآيين است. به اين ترتيب از نظر هگل اين
مفهوم عمدتاً به آنچه مربوط به خود شخص است توجه دارد. درحاليكه از نظر او (sittlihkeit/ ethicality) عبارت است از زندگي هماهنگ و بدون
اجبار با ديگران كه بعدي social
دارد.
· در برابر
هابرماس به تبعيت از راولز ميان Etics و morality اينگونه فرق مي گذارد كه اولي را
زندگي خوب براي فرد مي داند و دومي را ناظر به جنبه اجتماعي زندگي آدمي و بنابراين
واجد بعد عام و كلي بودن است. به عبارت ديگر اولي با زندگي خوب سروكار دارد و دومي
با رفتار صحيح و درست.
من در اين گفتار morality و Ethics را هم معنا به كار مي برم. امري كه
در بيشتر نوشتارها رايج است.
فلسفه اخلاق
فلسفه اخلاق (Ethics )
گاهي اوقات در متون تحت عنوان substantive Ethics و
همين طور normative Ethics از
آن ياد مي شود.
رويكرد و تلاش آن اين است كه به بررسي آنچه كه در ارتباط با
شخصيت و رفتار آدمي است، مانند درست يا نادرست يا خوب و بد است بپردازد.
فلسفه اخلاق مفاهيم اخلاقي همانند خوبي، فضيلت، حقيقت، ارزش
و غيره را و همينطور نظام هاي اخلاقي كه برمبناي اصول اخلاقي شكل گرفته اند، نرم
ها و هنجارهاي اخلاقي را مورد بررسي قرار مي دهد.
هدف فلسفه اخلاق و Ethics اين
است كه با بررسي و ارزيابي قضاوت ها و ارزيابي هاي اخلاقي، درستي و نادرستي اين
قضاوت ها را ارزيابي كنند.
رويكرد Ethics يك
رويكرد كاملاً normative است كه از آن تحت عنوان normative Ethics ياد مي گردد. در مقابل metaEthics قرار دارد كه برخي اوقات از آن تحت
عنوان Analytical Ethics ياد
مي گردد.
در Analytical Ethics به
تحليل مفاهيم اخلاقي لااقل در 4 تراز پرداخته مي شود.
از حيث معنا شناختي (semantics) به دنبال اين است كه معناي مفاهيم
اخلاقي چيست. مثلاً فعل يا وظيفه، الزام يا حق از بعد معناشناختي به چه معناست.
پرسش ديگري كه در metaEthics مطرح
مي گردد، پرسش ناظر بر وضع و حال دعاوي اخلاقي است.آيا اصول اخلاقي همانگونه كه
رئاليست ها معتقدند، مستقل از فاعل شناسايي هستند و كشف مي گردند يا اصول اخلاقي
امر برساخته فاعل شناسايي است و تابع خواست هاي فاعل شناسايي .
همين طور پرسش شناخت شناسانه؛ در پرسش شناخت شناسانه اين
پرسش مطرح مي گردد كه آيا اصولاًچيزي تحت عنوان معرفت اخلاقي وجود دارد؟ واگر
وجود دارد دامنه، حدود و مشخص هاي آن چيست.
تفاوت اساسي بين MetaEthics و Ethics دراين است كه دومي به هيچ وجه جنبه normative ندارد. يعني نمي خواهد بگوييد كه اين
استدلال درست است يا غلط، فقط تحليل انجام ميدهد. هيچ قضاوت ارزشي صورت نمي
پذيرد.
پس از اين توضيحات مختصر به آنچه اخلاق دانشگاهي نام دارد
مي پردازيم.
اخلاق دانشگاهي، موقعيت ها و مسائل (1)
در اين بحث دو تفكيك قائل هستيم، يكي بين فرد دانشگاهي و
دانشگاه( تفكيك بين نهاد و كنشگر ) و تفكيك ديگر مربوط به هويت هاي مختلف فرد
دانشگاهي است. كه از جمله مي توان
· فرد دانشگاهي در مقام پژوهشگر/دانشمند
· فرد دانشگاهي در مقام تكنولوژيست/مهندس
(فهرست موجود فهرست كاملاً محدودي است، مي توان جنبه هاي
ديگري را بدان اضافه كرد و ظرفيت هاي تازه اي در آن پيدا كرد، و بر مبناي نوع
رويكرد فضاهاي تحليلي تازه اي را كشف كرد)
توجه به اين نكته ضروري است كه علم و تكنولوژي دو مقام به
طور كلي متفاوت از يكديگر هستند، علم و تكنولوژي علي رغم شباهتهايي كه با هم
دارند، در عين حال داراي تفاوتهاي خيلي جدي هستند؛ و توجه به اين تفاوتها حائز
اهميت است. علم و تكنولوژي اگر چه از لحاظ علمي تفكيك شان فوق العاده دشوار است،
اما ضرورت دارد كه از لحاظ نظري از هم تفكيك گردند.
از جمله تفاوت هاي اساسي بين علم و تكنولوژي اين است كه هدف
علم پاسخگويي به نيازهاي معرفتي انسان است؛ در حاليكه تكنولوژي صرفاً نيازهاي
غيرمعرفتي انسان را پاسخ ميدهد. حطيه تكنولوژي كاملاً فراخ است؛ كه شامل
تكنولوژي soft و تكنولوژي hard مبباشد. يك مثال تكنولوژي دموكراسي
است و مثال ديگر آن لپ تاپ است، مصداق ديگر تكنولوژي موسسات موجود است. بنابراين
همه آنچه كه به نيازهاي غيرمعرفتي انسان پاسخ مي دهد در زمره تكنولوژي قرار مي
گيرد. علوم تنها به نيازهاي معرفتي انسان پاسخ مي دهند.
داور ارزيابي محصولات علمي واقعيت مستقل است. يا واقعيتي
است كه بنا به اعتبار رئاليستها نحوي از استقلال مي توان براي آن قائل بود.
رئاليست ها براي واقعيت هايي كه به نحو ((social بر
ساخته شده اند، نحوي از واقعيت را براساس توضيحي كه مي دهند تعريف مي كنند.
معيار قبول محصولات علمي صدق يا كذب است، گزاره هاي علمي
اگر گزارش صادق از واقعه بدهند پذيرفته مي شوند. اگر گزارش كاذب از واقعه بدهند،
كنارگذاشته مي شوند. درحاليكه معيار پذيرش محصولات تكنولوژيك كفايت يا عدم كفايت
است. در اينجا معيار كاملاً پراگماتيستي است. به عنوان مثال ما نمي خواهيم لپ تاپ
مان صادق يا كاذب باشد، بلكه مي خواهيم براي كاري كه براي آن در نظر گرفته شده،
كفايت داشته باشد.
· فرد دانشگاهي در مقام مدرس
هر كدام از مقام ها، ملاحضات اخلاقي خود را بهمراه دارد.
در مقام فرد دانشگاهي به عنوان دانشمند، فرد دانشگاهي داراي يك سلسله ملاحظات است
كه در مقام فرد دانشگاهي به عنوان مهندس ملاحظات ديگري بر آن حاكم است و همين طور
به عنوان مدرس؛ برخي از ملاحظات اخلاقي هم بين اين دسته بنديها مشترك است.
· فرد دانشگاهي در مقام روشنفكر ارگانيك
فرد دانشگاهي در عين حال در مقام يك روشنفكر ارگانيك نيز
محسوب مي گردد. به تعبير گرامشي، دانشگاهي به اعتبار اينكه از متوسط جامعه بيشتر
مي داند، مي تواند نقش مهمي در آگاه سازي حيطه عمومي ايفاء كند. يكي از مسئوليتهاي
اصلي روشنفكر عرضه اطلاعات، دستگيري از ديگران و بالا بردن تراز معرفتي جامعه است
تا بتوانند به ظرفيت هاي تازه معرفتي دست پيدا كنند؛ و بر مبناي اين فهم تازه از
پيرامون، تصميمات بهتر بگيرند.
ضمناً يكي از نقش هاي روشنفكر گفتگوي با قدرت است؛ براي
تصحيح،تعديل و جهت دادن به آن .
· فرد دانشگاهي در مقام مدير/اداري
در فضاي دانشگاهي، بسياري از دانشگاهيان كارهاي اداري هم
انجام مي دهند. كه اينها هم بهمراه خود الزامات اخلاقي ويژه اي را بهمراه دارد.
· فرد دانشگاهي در مقام دانشجو
· فرد دانشگاهي در مقام عضو جامعه مدني
· فرد دانشگاهي در مقام عضو جامعه بين المللي